تبليغاتX
و نامی برای تو - دانشگاه ما
و نامی برای تو
یادداشت های گاه و بیگاه ما
دانشگاه ما

به مناسبت بازگشایی دانشگاه ها این متن را از کتاب "نشت نشا" ی                      "رضا امیر خانی" انتخاب کردم شاید بپرسید که دانشگاه ها رسما از اول مهر اغاز شد چرا اینقدر دیر؟ پاسخ این است که : هنوز که هنوز است کلاس های دانشگاه ها درست و حسابی برگزار نمی شود پس کمی زود نیز هست!!!!!    

      «ایگنیاتسیو سیلونه در رمان فونتامارا  شخصیتی دارد اسمی به نام براردو. این براردو یک انقلابی شاد و سر حال است ، از ظلم فئودال ها به تنگ آمده و کم مانده است سر به بیابان بگذارد و یاغی شود . مثل همیشه در همچین وقایعی ، فی الفور ، یکی دو تا ایدئولوگ و مصلح دورش را می گیرند و از او می خواهند که سعی کند تا کار کند و با کارش مبارزه کند ودر عین حال این مصلحان با دون چیر کوستانتسا – یکی از فئودال های خوش قلب ­ --  گفتمان می کنند تا او هم راضی شود تا یک تکه زمین به براردو بدهد.

 دون چیر کوستانتسا  عاقبت پس از گفتمان های بسیار ، دلش برای براردو که از بی زمینی به تنگ آمده بود ، سوخت و زمینی بالای تپه به او داد تا آنجا زراعت کند. براردو با جدیت به زراعت پرداخت . سرخوش از این که در زمین خودش کار می کارد ... اما متاسفانه به خلاف ضرب المثل متواتر ، از آن جا که همیشه در های عالم بر یک پایه می چرخند به محض این که اولین باران بارید ، سیلاب محصول ذرت او را برداشت و به سمت ته دره و زمین های اربابی برد . یعنی چهار قلم محصول براردوی فقیر که پایش یک فصل مجاهدت کرده بود ، ریخت وسط دریای محصول کوستانتسای فئودال.

حالا حکایت دانشگاه های ما هم همین گونه است خیال کرده ایم که در زمین خودمان دانشگاه ساخته ایم و نیرو می پرورانیم و آینده سازان مملکت را زیر و زبر می کنند و انقلاب فرهنگی و توسعه ی علمی و مشتی محکم ... اما دیدیم که اولین سوراخ پذیرش که باز شد بهترین نیرو هایمان ظرف سه سوت کندند و رفتند و به قول متواتر فرار کردند ... اصلا فراری در کار نیست .فرار از کجا به کجا؟جهان سوم موظف است تا مقطع کارشناسی برای جهان اول نیرو تربیت کند ، ارشد ودکترایش را هم شاید بعدتر به برنامه اضافه کنند!بعد حضرات از ما بهتران خودشان دست به گزینش و انتخاب می زنند  و چاق و چله ها را سوا می کنند . به همین راحتی . ما خیال می کنیم که صاحب دانشگاه شده ایم  . دانشگاه ما ارتباطی به کشور ما ندارد  . دانشگاه های ما شعباتی از دانشگاه های کشور های اروپایی و امریکایی هستند . اما شعبه هایی بد... ما در زمین خودمان می کاریم ، اما زمین بالای تپه ... به عبارت اصلح و ادق ، در زمین انها !  »

جمعه سیزدهم مهر 1386 ساعت 15:2| نویسنده :  میعاد | 
مطالب پیشین
  1. بیداد اسیر شد
  2. اندر حکایت برهم زدن مراسم تودیع مرحوم فریاد
  3. با عرض شرمندگی
  4. جمعه ی ديگر بدون تو
  5. دانشگاه ما
  6. و تو چه می دانی شب قدر چیست؟
  7. روایت گری یک نسل سومی
  8. داستان غم انگیز هاشمی
  9. ترویج کنندگان فرهنگ نماز... !!!
  10. جنگ با برداشت دوم (2 و 3)
  11. لجن پراکنی روزنامه ی اصلاح طلب
  12. جنگ با برداشت دوم (1)
  13. مژده ای دل که مسیحا نفسی می آید...
  14. زمینه سازی برای ظهور ...!!
  15. خبری جدید : «« انقلاب اسلامی اتفاق افتاده است »»