تبليغاتX
و نامی برای تو - داستان غم انگیز هاشمی
و نامی برای تو
یادداشت های گاه و بیگاه ما
داستان غم انگیز هاشمی

مبارزه کردند ، شکنجه شدند ، خیلی زحمت کشیدند تا انقلابشان پیروز شد ولی تازه اول کار بود باید مملکت را اداره می کردند ؛ به ناچار پادر عرصه ی کارهای اجرایی گذاشتند . در همین اوضاع جنگ شد  ان هم چه جنگی به هر زحمتی بود جنگ را با موفقیت پشت سرگذاشتند .9سال گذشته بود . کشور جنگ زده ، یک جای سالم نداشت ؛باید خرابه ها را آباد می کردند ،در همین بین رشد انفجاری جمعیت هم به وجود آمد ، تحریم هم که بودیم . نفت بشکه ای 8 دلار !!! همه چیز را وارد می کردیم از صابون تا تخم مرغ و پودر لباسشویی .

امام رفت  خستگی جنگ بر تن شان باقی مانده بود اما امامشان وصیت کرده بود که باید ادامه دهید !

دوران سازندگی شروع شد ، کشور باید ساخته می شد ، اما چگونه؟  در این بین بود که عده ای متوسل به تئوری های لیبرالی شدند . کشور ساخته می شد اما به بهای بی اعتمادی مردم ، به بهای فساد اقتصادی ، به بهای سرمایه سالاری ، به بهای تورم 50 درصدی . اینجا بود که دل یاران امام به درد آمد آنها احساس می کردند انقلاب از مسیر اصلی خود دور شده است ،تذکر دادند ، انتقاد کردند ،پیشنهاد دادند ، اما متهم به ضد ولایت فقیه بودن شدند و این بیشتر دل آنان را به درد آورد ولی وظیفه ی خود را که همان پایداری در راه حق و بیان حقایق بود فراموش نکردند .کارهای خوبی هم شده بود مناطق جنگ زده بازسازی شد ، کشاورزی رونق گرفت به صورتی که دیگر نیاز به واردات خیلی چیزها نبود ، با بیسوادی مبارزه شد  ، صنعت سد سازی و برق پیشرفت قابل ملاحظه ای کرد و...

8 سال دیگر گذشته بود انتخابات شد کاری ندارم که چرا و چگونه به هر حال گروه جدیدی روی کار آمدند که فعلا در مقام بررسی عقاید آنان نیستم ولی از اولین اقدامات آنان تخریب دوران سازندگی بود، به هر وسیله ای ! شاید با کوچک کردن بزرگان قصد داشتند کوچکی خود را جبران کرده و خود را بزرگ نشان دهند ، شاید.

به راحتی دوران سازندگی را «بازندگی» نامیدند ، همه چیز را زیر سوال بردند ، اتهام قتل های زنجیره ای ، عالیجنابان سرخ پوش ، سومین سرمایه دار دنیا و ... کار به جایی رسید که چندین بار از تریبون نمازجمعه گلایه کرد که شما حق ندارید تمام دست آورد های دوران سازندگی را نادیده بگیرید  اما به او خندیدند و بر دروغ ها و تهمت های خود افزودند البته حتما یادش بود که این افراد زیر پر و بال خود او بزرگ شده بودند و جرات و جسارت پیدا کرده بودند ، این چیزی بود که سالها پیش یاران امام و دوستان زمان مبارزه اش به او تذکر داده بودند اما ...

این بار نیز پیروان خط امام با وجود انتقاد فراوان از او نتوانستند ببینند که این گونه او را تحقیر می کنند ، تهمت می زنند ، شایعه می سازند و بعد از او اصول اساسی انقلاب را نیز به بازی می گیرند . باید دفاع می کردند ،یعنی همان هایی که روزی وظیفه خود دیدند که اسلحه به دست بگیرند و در مقابل متجاوز بایستند و روزی وظیفه ی خود دانستند که از سیاست های اقتصادی دولت سازندگی انتقاد کنند آن روز نیز وظیفه خود را این تشخیص دادند تا از دستاورد های بزرگ دوران سازندگی حمایت کنند و البته این حمایت ها هزینه ی بسیار داشت ، اتهام جنایت کاری ، خشونت طلبی ، دیکتاتوری و ...تمام این فشار ها و جسارت ها را به خاطر هدفشان و وظیفه شان تحمل کردند و چه شیرین و در عین حال تلخ بود این صبر!

8 سال دیگر نیز به همین شیوه گذشت و انتخابات شد کاری ندارم چرا و چگونه  اما کسی روی کار آمد که مایه ترس و وحشت قبلی ها شد ؛من فعلا در مقام ارزیابی اعتقادات ایشان نیز نیستم اما همین ترس بود که باعث گردش 180 درجه ای سیاست بازان قصه ی ما شد و چه چندش آور بود این نفاق ! همان هایی که تا دیروز فحش می دادند ، همان هایی که اتهام قتل می زدند ، امروز از تعادل . تجربه و شیخوخیت سخن می گفتند !!!

البته سیاست مدار بزرگی مثل آیت الله هاشمی هیچ وقت متاثر از این افراد بی اصالت نمی شود و آنها هیچ گاه به اهداف خود نخواهند رسید.

تعز من تشاء و تذل من تشاء

 

جمعه سی ام شهریور 1386 ساعت 17:18| نویسنده :  میعاد | 
مطالب پیشین
  1. بیداد اسیر شد
  2. اندر حکایت برهم زدن مراسم تودیع مرحوم فریاد
  3. با عرض شرمندگی
  4. جمعه ی ديگر بدون تو
  5. دانشگاه ما
  6. و تو چه می دانی شب قدر چیست؟
  7. روایت گری یک نسل سومی
  8. داستان غم انگیز هاشمی
  9. ترویج کنندگان فرهنگ نماز... !!!
  10. جنگ با برداشت دوم (2 و 3)
  11. لجن پراکنی روزنامه ی اصلاح طلب
  12. جنگ با برداشت دوم (1)
  13. مژده ای دل که مسیحا نفسی می آید...
  14. زمینه سازی برای ظهور ...!!
  15. خبری جدید : «« انقلاب اسلامی اتفاق افتاده است »»