ماجرای برداشت اول و برداشت دوم فقط مربوط به جملات و افکار امام و مقام معظم رهبری و ... نمی شود. انگار طبیعت راحت طلب ما دوست دارد از همه چیز فقط یک برداشت اول داشته باشد و تمام! از اینکه هدف جنگ ما چه بود؟ نتیجه اش چه بود؟ آرمان های ما کدام است؟ حرفمان برای دنیای اطرافمان چیست؟ و ... . جلوی هر کدام از این سؤال ها یکی دو جمله ساده و کوتاه می گذاریم و خلاص! بی آنکه به خودمان زحمت تجزیه و تحلیلش را بدهیم.
چند نفر از ما (منظورم امثال من است) مثل امام همه چیز را با نگاه اسلام ناب و اسلام امریکایی می بینیم؟ چند نفرمان می دانیم امام همان قدر که اسلام غربزده را اسلام امریکایی می دانست، اسلام متحجّران و مقدس نمایان را هم اسلام امریکایی می دانست و اتفاقاً اینها را خطرناک تر هم می شمرد؟ چند نفر می دانیم چرا امام اینگونه فکر می کرد؟ اصلاً چند نفرمان به این فکر کرده ایم که اسلام ناب دقیقاً یعنی چه؟ اگر از من بپرسند جوابم چه خواهد بود؟
– ببخشید، اسلام ناب دقیقاً یعنی چه؟
– ببینید، اسلام ناب یعنی اسلامی که تحریف نشده؛ اسلامی که واقعاً براساس قرآن و تعالیم ائمه است؛ اسلامی که ...
– خب براساس تعالیم تحریف نشده قرآن و اهل بیت، آخرش این اسلام ناب که می گویید چه جور چیزی است؟ واقعاً فرقش با بقیه اسلام ها چیست؟
– بله؛ به نکته مهمی اشاره فرمودید. در عمل، اسلام ناب آن اسلامی است که در عرصه سیاست و جهاد وارد می شود و حاضر نیست با جهان زور سازش کند.
– پس مجاهدین خلق هم اسلام شان ناب است؟ یا بن لادن؟ آنها هم همین ادعای شما را دارند.
– خودتان هم می فرمایید که ادعا دارند. اما حقیقتاً دستشان با امریکا توی یک کاسه است. اصلاً ساخته و پرداخته همان دنیای ظلم و کفرند.
– پس به نظر شما مشکل شان این است که دروغگو و متظاهرند. و گرنه با ایدئولوژی مبارزه جویانه ای که ارائه می کنند که مشکلی ندارید؟
– نخیر. ببینید، ما اصلاً فکر آنها را قبول نداریم. مجاهدین خلق اصلاً به لحاظ اعتقادات یا در جنبه معنوی به کل مورد قبول نیستند. یا همان القاعده و بن لادن اصلاً تفکرشان خیلی افراطی است. کی گفته در اسلام مرد باید حتماً یک متر ریش بگذارد و زن حتماً باید روبند داشته باشد؟
– آهان... کم کم دارم متوجه می شوم. پس خلاصه بحث این می شود که اگر بن لادن و مسعود رجوی بیایند و دست از همکاری با دشمنان بردارند و اصول عقاید و قواعد اخلاقی شان را همین طور که شما می گویید باید باشد، بکنند...
– البته با فرض محال
– بله، فرض است دیگر؛ آن وقت شما با آنها در مابقی مسائل متحد خواهید بود. درست است؟ مثلاً در شیوه مبارزه و اهداف مبارزه؛ یا طرز اداره جامعه اگر دستشان برسد. و...
– والّا چه عرض کنم. فکر نکنم این طور باشد که دیگر فرقی نداشته باشیم.
– خب دیگر چه فرقی دارید؟
– اینها احتیاج به بررسی دقیق تر دارد. الآن هم من باید در یک جلسه باشم؛ ببخشید؛ وقتم تنگ است...
نظر شما چیست؟!
***
امام و به تبع او، بسیجیان خمینی، گونه ای که در همین خاک زیسته اند، از یک ایدئولوژی فراگیر و فطری سخن می گفتند که جهان را فرا خواهد گرفت. برخلاف غرب که دین را به نفع انسانیت و آزادی و تحول انسانی کنار می زند، اسلام ناب آمده است تا بگوید دین و انسان دو روی یک سکه اند. هم دین و هم فطرت انسانی حق مدارند و آزادی به انسان داده شده تا حق را خود بیابد و باطل های حق نما(بخوانید اسلام آمریکایی) را خود بیازماید. و همین فطری بودن این اسلام است که به آن ماهیتی فرازمانی و فرامکانی و فراطبقاتی داده و همه مجاهدان جهان و مجاهدان تاریخ از اولین تا آخرین را شامل شده است.
اسلام ناب می خواهد انسان را رشد دهد، اما می داند که انسان بدون تعادل در همه ابعاد زندگی، به تعالی نخواهد رسید. پس هم برای «فرد» حرف دارد و هم برای «جامعه». هم می خواهد «آخرت» را آباد کند و هم مقدمه ضروری آن یعنی «دنیا» را. هم برای «معنویت» انسان برنامه دارد و هم برای «مادّیت» او. هم داعیه دار «تعبّد» است و هم پرچمدار «تعقل».
با این نگاه اسلام ناب آمده تا برای تأمین همزمان عدالت و آزادی و معیشت و معنویت و امنیت انسان برنامه بدهد. و این برنامه انسانی بدون در دست داشتن قدرت و حاکمیت، عملی نمی شود. و از همین جاست که اسلام ناب دشمن پیدا می کند. آنان حاکمیت خود را – که برپایه جهل و ضعف مردم بنا شده - در خطر می بینند و بساط حقوق بشرنمایی و عدل نمایی و مقدس نمایی خود را با حضور اسلام ناب، برچیده می بینند، مقاومت می کنند و اسلام ناب در برابر آنان «جهاد» را برمی گزیند.
اگر به قول امام «حصار های جهل و خرافه شکسته شود» و جهانیان با حقیقت این اسلام کارآمد و پویا و جامع آشنا شوند و فرق آن را با دینداری ناقص و شخصی حداقلی رایج درک کنند، تاریخ به سرنوشت طلایی خود نزدیک می شود. و صدور تفکر انقلاب اسلامی، نیز یعنی همین شکستن حصارها و رسوا کردن حق نمایی باطل ها. ما کجای این مبارزه همیشگی و همه جانبه فکری و فرهنگی و اقتصادی و علمی و... هستیم؟
***
«امروز جهان تشنه فرهنگ ناب اسلام ناب محمدی است. و مسلمانان در یک تشکیلات بزرگ اسلامی رونق و زرق و برق کاخ های سفید و سرخ را از بین خواهند برد. امروز خمینی آغوش و سینه خویش را برای تیرهای بلا و حوادث سخت و برابر همه توپ ها و موشک های دشمنان باز کرده است و همچون همه عاشقان شهادت، برای درک شهادت روزشماری می کند. جنگ ما جنگ عقیده است، و جغرافیا و مرز نمی شناسد. و ما باید در جنگ اعتقادیمان بسیج بزرگ سربازان اسلام را در جهان به راه اندازیم... امروز جنگ حق و باطل، جنگ فقر و غنا، جنگ استضعاف و استکبار، و جنگ پابرهنه ها و مرفهین بی درد شروع شده است. و من دست و بازوی همه عزیزانی که در سراسر جهان کوله بار مبارزه را بر دوش گرفته اند و عزم جهاد در راه خدا و اعتلای عزت مسلمین را نموده اند می بوسم؛ و سلام و درودهای خالصانه خود را به همه غنچه های آزادی و کمال نثار می کنم...» (پیام به مناسبت قبول قطعنامه/ 29 تیر 1367)
***
برداشت اول : ما منتظریم تا محرم گردد هنگامه امتحان میسر گردد !
برداشت دوم : کــُلّ یــَـومٍ عاشورا ...