چندی پیش به مطلبی برخوردم که بنظرم جالب اومد. با توجه به مطالبی که در وبلاگ جناب آقای شهیری مطرح شد، مناسب دیدم اون مطلب را به طور کامل تو وبلاگمون قرار بدم.
ادامه مطلب
چندی پیش به مطلبی برخوردم که بنظرم جالب اومد. با توجه به مطالبی که در وبلاگ جناب آقای شهیری مطرح شد، مناسب دیدم اون مطلب را به طور کامل تو وبلاگمون قرار بدم.
به مناسبت " روز جهانی مسجد " ، گفتم بد نیست که با نگاهی انتقادی به وضع مساجد امروز کشور _این پایگاه مهم اسلامی در طول تاریخ _ بپردازم.
[ اگر این موضوع فکر شما را نیز به خود مشغول نموده به ادامه مطلب نگاهی بیندازید]
میلاد سراسر نور و برکت امام حسین(ع) ، حضرت ابوالفضل العباس (ع) ، امام سجاد(ع) بر تمامی شما بازدیدکنندگان گرامی، مبارکباد .
دوستی من و میعاد برمی گرده به سالها پیش. بسیار صمیمی و بقول بعضی ها : «بی تو هرگز» و شدیم ضرب المثل خاص و عام.
مدتی پیش دوست بسیار عزیزم میعاد به من پیشنهاد تأسیس یه وبلاگ داد (البته به اسم خودمون). من هم که مدتها تو این فکر بودم قبول کردم. گذشت تا اینکه میعاد به اصرار دوستان تصمیم گرفت برای " میعاد " یه وبلاگی راه بندازه. از من هم که از نظر دادنهاش تو وبلاگهای مختلف با خبر بودم و خودم هم به اسم های دیگه بعضی جاها نظر دادم ، دعوت به همکاری کرد. البته اونوقت من مشهد بودم که باهام تماس گرفت و قضیه رو بهم گفت. بعد مدتی هم با پیامک ( smsخودمون) خبر اضافه شدن جناب بیداد (که انصافاً بچه توپیه )رو بهم داد. که من هم از طریق بخش نظرات و تماس تلفنی بهش خیرمقدم گفتم . ببخشید اصلا این گزارش کار چه ربطی به شما داره .
خدمت انور خوانندگان و دوستان محترمی که ما رو می شناسن و نمی شناسن عرض کنم که جناب میعاد 3 شاخصه برای نویسندگان این وبلاگ بر شمردند. خواهشاً نبینیم از فردا کلی آدم تماس بگیرند که ما هم دانشجوی منتقد شوخ طبعیم ، پس از این به بعد ما هم هستیم. بعد اسم خودش رو هم بذاره : «مداد»،«سالاد» و... . با کمال احترام خدمت همه دوستان باید اضافه کنم که گزینش سنگینی هم داریم که متأسفانه کسی ازش خارج نمی شه (حتی شما دوست گرامی!). همانطور که قبلاً بیداد عزیز هم گفت:«ما الآن یه روحیم در سه بدن.» خداییش انصاف بدید که دیگه نمی تونیم بیشتر بشیم. مگه قحطی روحه که پنج تایی از یکی استفاده کنیم. میتونید خودتون هم(بله دقیقاً شما) یه وبلاگ راه بندازید و اصلاً ما رو انتقاد کنید با نامهای صفدر ، مشتی و ... .
خدمت خوانندگان محترمی هم که اصرار دارند خودمون رو معرفی کنیم و عده ای هم قضیه رو پلیس بازی کردند، عرض کنم: به میعاد گفتم چهل روز بعد فوتمون معرفی بشیم.
خواهشاً دست نگه دارید! از همین حالا برای مرگمون دعا نکنید!
چون جوانیم و ........................................ .
البته اگه تا اون موقع جناب کدخدا پیدامون نکنه.
جدای از شوخی، ما برای خودمون هم خیلی سخته که نتونیم راحت بعضی از حرف ها رو بزنیم و خاطراتمون رو راحت بنویسیم و ... ولی جناب میعاد قبلاً دلیلش رو گفته و فکر نمی کنم ضرورتی برای تکرارش باشه . از آبی و قرمز ورزشی که سهله از آبی و قرمز سیاسیون هم ترسی نداریم.و همینطور از ستاره دار شدن نمی ترسیم که هیچ، بلکه افق مون هم ستاره دار شدنه البته نه اون ستاره هایی که شما از اون نگرانید بلکه منظورم ستاره افتخاره ان شاء الله تو صراط مستقیم ، اون هم تو گمنامی.
من هم از شما می خوام که به جای اسمهامون ، برای تون مهم این باشه که نظرات یه برادر کوچک تر یا یه همشهری یا یه هم میهن یا اصلاً نماینده یه طرز فکر تو این جامعه بزرگ ایرانی اینچنینه .
راجع به قرار دادن مطلب تو وبلاگ هم بگم که تو وضعی هستیم که واقعاً سرمون شلوغه . من که از مشهد نیومده ، توی راه جناب میعاد با من تماس گرفت و گفت: من عازم سفرم(هر چند که هر روز زنگ میزنه و خبرتون رو میگیره). به هر زوری بود شب که رسیدم با هم جایی قرار گذاشتیم و تنها کمتر از یک ساعت. با کلی حرف برای همدیگه. شرح هفته گذشته و وظایف هفته آینده رو رد و بدل کردیم . جالب تر اینکه جناب بیداد هم رفته به مسافرت تقریباً اجباری. حتی من هم از قبل سفرم تابحال اون رو ندیدم و دلتنگ اویم. اصرار خودتون بود زودتر وبلاگ رو راه بندازیم.
البته میعاد هم مطلبی بهم داده تا تایپش کنم و تو وبلاگ بذارم . هر چند به خودش گفتم اصلاً وقت این کار رو ندارم ولی شمار بازدیدکنندگان من رو تو رودربایستی قرار داده. شاید اگه وقت کردم فردا ، پس فردا مطلبش رو قرار دادم.
خیلی از مطالب هست که فکرمون رو خیلی به خودش مشغول کرده و تو گعده های دوستانه مون زیاد صحبتش میشه که امیدواریم در آینده بحث های داغی از اونها تو وبلاگ هم وارد بشه.
ضمن آرزوی سلامتی و توفیق برای شما
دست نیاز به درگاه بی نیاز دراز می کنیم و عرضه می داریم:
ربنا اهدنا الصراط المستقیم
غرض از مزاحمت این است که مطلبی را می خواهم با شما در میان بگذارم تا حالا ادم های چسب دیده اید یا به عبارتی دیگر چتر باز پسره ی بی چشم و رو خودش رو دعوت کرد. میاد نظر میزاره میگه من هم می خواهم از این به بعد با شما باشم وبلاگ مال من هم هست بعد ساعت یک نصف شب زنگ می زنه میگه پس ورد (ببخشید کلمه ی عبور) وبلاگ چیه من هم کم رو . خجالت کشیدم بهش بگم وبلاگ شخصیه اگه می بینی فریاد هم هست بخواطر اینه که خیلی باهم دوستیم (یک روح در دو بدن) چه میشه کرد خودشو چسبوند ولی گذشته از این شوخی ها حالا که به هر طریقی به ما پیوستی خوش امدی . فکر نکن خیلی ادم ساده ای ام که زود قبول کردم دلیل اولش این بود که اون سه تا شرطی رو که توی دوتا پست قبل گفتم داری و دلیل دوم این که چون خیلی قبولت دارم و دلیل سوم این که چون اسم این وبلاگ را اولین بار تو به من گفتی . راستی اسمتو چی بزاریم ................. اهان اسمتو می زاریم بیداد تا مکمل فریاد بشی امید وارم در تمام مراحل زندگی ات موفق باشی بیداد عزیز .
خدایا کمکمان کن که برای تو بنویسیم برای تو فکر کنیم برای تو انتقاد کنیم و... که در این صورت از هیچ چیز هراسی نخواهیم داشت .
در این مدت که وبلاگ نویسی نمی کردم و به وب گردی اشتغال داشتم مشتری پرو پا قرص چند وبلاگ بودم که شرح و توضیح مختصری از ان را برای شما هم میاورم تا باشد شما هم مشتری شوید :
1- حرف های همسایه : http://www.faman.blogfa.com/
اول این وبلاگ را معرفی می کنم چون خانم ها مقدم ترند ضمنا شاید کمی از الام و درد های این قشر که حاصل ظلم تاریخی مردان به زنان است کاسته شود!!!
نوشته هایی حاصل تکاپوی فکری یک زن ، با دغدغه ی حقوق پایمال شده ی زنان ، سرشار از احساس اما...
نمی دانم این حرف ها حرف های کدام همسایه است ؟ همسایه ی کجا ؟ همسایه ی چه کسی؟ ولی خواندن این وبلاگ را به شما توصیه می کنم و همچنین رعایت تعادل را به نویسنده ی گرانقدر .
2-کد خدا رستم www.kadkhodarostam.blogfa.com
اگر کسی ادبیات خوانده و بسیار سیاسی و فعال هم باشد ، مسولیت اجرایی هم داشته باشد ، بعد بازنشست شود الان هم به فکر انتخابات آینده مجلس و کاندیدای اصلاح طلب شهرشان باشد حال و حوصله ی او برای وبلاگ نویسی واقعا جا ی تحسین دارد .
یاد داشت های کدخدا رستم یاداشت های یک اصلاح طلب متعادل است با درون مایه های قوی مذهبی( ای کاش همه ی اصلاح طلبان این گونه بودند) فقط ایرادش این است که زود به روز رسانی نمی شود.
2- هسته ی علمی علوم اجتماعی www.ssc-umz.blogfa.com
از همه بیشتر به این وبلاگ علاقه دارم . وبلاگی گروهی و حاصل یک کار تیمی ، با مشکلات کار تیمی اشنایی دارم . اما به نظر می رسد این تیم علمی به بهترین نحو در حال فعالیت هستند . خسته نباشید دوستان
تا حالا خیلی از شما انتقاد کردم اما این دلیلی بر این نیست که به ارزشمندی وبلاگتان اعتراف نکنم . پیشنهادی دارم : در ادامه ی کار برای خود هدفی مشخص کنید چرا وبلاگ نویسی می کنید ؟ حتما پاسخی برای این سوال پیداکنید انگاه از پراکنده نویسی دور می شوید.از نوشتن مطالب علمی خشک هم پرهیز کنید محیط اینترنت یک محیط خاص است کلاس درس دانشگاه نیست حتما متوجه منظورم می شوید خانم ها و اقایان جامعه شناس.
مشتری همیشه گی وبلاگ های دیگری هم هستم اما چون اصلا از انها خوشم نمی اید و قصد بدوبیراه گفتن هم ندارم اسمشان را نمی اورم .